حسن حسن زاده آملى

333

هزار و يك كلمه (فارسى)

و نبوّت و معاد مردم را به عمل صالح خواند ، و عمل صالح از كسى متوقع است كه غرض الهى دارد ؛ چون هر كس اعمالش مناسب با أهمّ اغراض اوست چنان كه طالب مال اگر در علم به پايه بو على سينا برسد با فقر خويش را بدبخت مىداند ، و عمل او همه در راه مال است ؛ و آن كه همّش تحصيل رضاى خداست به غير عمل صالح آرامش دل ندارد ؛ و خداوند در قصه آدم او را خليفه خود قرار داد تا غرض اهمّ وى تخلّق به اخلاق اللّه باشد و سزاوار خليفتى او گردد . از عيسى عليه السّلام نيز مروى است كه كامل شويد چنان كه خداى شما كه در آسمان است كامل است . آنگاه سه چيز از موانع او را در سلوك بشمرد كه يكى شهوت طعام است ، و ديگر محبّت زن ، و سيم إغواى ابليس به تسلّط قوّه واهمه بر وى و حبّ خلود تا وى در جهاد با آنها بكوشد . اصل 45 ديگر از آن اصول اين كه ظهور تجلّيات الهى ، مترتّب بر حصول استعداد و حالات روحى سالك بر اثر اطوار رياضت نفسانى اوست ؛ نه اين كه عارف هر وقت به هر گونه بخواهد برايش ظهور تجلّيات روى آورد . و به تعبير شيخ اكبر محيى الدين در فصّ عيسوى فصوص الحكم : « و ليس بدائم فينا * و لكن ذاك أحيانا » عارف قيصرى در شرح آن فرمايد : أى و ليس الحق بحسب ظهوره و تجلّيه بدائم فينا و لكن ذاك أحيانا يحصل لقلوبنا استعداد ذلك التجلّى الذى به يحصل الشهود و العلم الحقيقى الموجب للحياة الروحانية ، و به يصير الحق سمع العبد و بصره و جوارحه ، و العبد سمع الحق و بصره و باقى صفاته ( ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 331 ) . و عارف جامى نيز به همين وزان در شرح آن گويد : « اى التجلّى الشهودى يكون أحيانا بحسب الاستعدادات التى تحصل لقلوبنا » . ترجمه : در ترجمه عبارت فوق به بيان عارف حسين خوارزمى از شرح